اعتیاد چیست؟

اعتیاد چیست؟

به نظر می رسد این روز ها، اعتیاد و مواد مخدر معضلاتی هستند که بیش از هر زمانی، بسیاری از افراد و خانواده ها را درگیر کرده اند. چهره سنگین اعتیاد و وابستگی پرده بر ساختار خانواده ها گسترده و اساس و بنیان بسیاری از زندگی ها را متزلزل ساخته است.

نکته دیگر آنکه پرمصرف ترین داروهایی که امروزه مشاهده می شود، هزاران سال است که جزو زندگی انسان ها بوده و بسیاری از افراد از وجهه تاریک این مواد بی خبر بوده اند. با کشف داروهای جدید و راه های جدید مصرف، مشکلات جدیدی نیز ظهور کردند. اختلالات سوء مصرف مواد، عارضه های روانشناختی پیچیده ای هستند و مثل سایر اختلالات روانی، دلایلی مختلف اعم از بیولوژیک و محیطی دارند.

معتاد کیست؟

معتاد به کسی تلقی می شود که سوء مصرف مواد دارد و غرق در رفتارها و فعالیت هایی است که با سیستم پاداش مرتبط اند. اثر این پاداش ها در نهایت به یک تکرار اجبارگونه تبدیل می شوند. این اجبار از این جهت است که فرد چشمانش را بر زیان بخش بودن رفتار هایی که دارد، می بندد و برای تجربه دوباره لذت ناشی از پاداش، مدام وارد چرخه معیوب اعتیاد می شود. اعتیاد می تواند مصرف طیف وسیعی ازمواد مانند الکل، اپیوئیدها (مواد افیونی و شبه مرفینی)، کوکائین و نیکوتین و همچنین رفتار های اعتیاد گونه مانند قمار را در بر گیرد. سازمان بهداشت جهانی ماده مخدر را به این صورت تعریف کرده است: “هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون بدن بر یک یا چند عملکرد تاثیر بگذارد، ماده مخدر است.”

شواهد نشان داده اند که مغز نقشی کلیدی در رفتارهای اعتیاد گونه (مثل قمار) دارد. گذرگاه های عصبی پاداش (Reward) و تقویت (Reinforcement) و همچنین انتقال دهنده های عصبی همچون دوپامین در این رفتارها نقشی مهم را ایفا می کنند. بد کارکردی یا افزایش بعضی از نقل و انتقالات در مغز موجب می شوند تا تمام توجه و تمرکز افراد وابسته، به مواد و رفتار های اعتیاد گونه متمرکز شود. نکته مهم این که تغییرات حاصله از مصرف مواد بر مغز، در صورت ترک اعتیاد تا مقدار زیادی ترمیم می یابد.

مصرف مواد و یا رفتار های اعتیاد گونه می توانند زمینه بسیاری از آسیب های روانی، مانند افسردگی و اضطراب و همچنین اختلالات پنهان و نهفته که هنوز مجال ظهور پیدا نکرده اند را، فراهم کنند.

سوء مصرف مواد و رفتار های اعتیاد گونه، سیستم تقویت، پاداش، انگیزه و حافظه مغز را دستکاری می کنند. مشخصه اعتیاد، ناتوانی فرد در قطع  مصرف و همچنین ادامه دادن رفتار های اعتیاد گونه، با وجود آگاهی از آسیب های روانی و فیزیکی است. فرد معتاد از پس مسئولیت های زندگی اعم از حوزه های فردی، ارتباطی و شغلی بر نمی آید و دچار اختلال عملکرد در فعالیت های روزمره خود می شود.

مشخصه دیگر اعتیاد، پدیده تحمل است. به این معنی که بدن با هربار مصرف مواد، به میزان کمتری نسبت به دفعه قبل واکنش نشان می دهد. بنابراین فرد در هربار مصرف، برای رسیدن به لذتی که قبلا تجربه کرده باید میزان بالاتری از مواد را استفاده کند.

تاثیر مواد بر کارکرد های اجرایی مغز و لوب پیشانی موجب می شود که فرد، از اثرات و عواقب رفتارهایی که در قبال خود و دیگران دارد، مطلع و آگاه نباشد.

هر نوع اعتیادی، این قابلیت را دارد که موجب احساس ناامیدی و شکست در افراد شود. مثل احساسات منفی گناه و شرم. در این میان، تمرکز بر فرآیند بهبودی اهمیت خیلی زیادی دارد. مسیر های متفاوتی برای درمان وجود دارد که افراد با بهره گیری از آن ها می توانند سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی خود را بازیابند. حمایت های اجتماعی و درمان های گروهی بسیار کمک کننده هستند. از طرفی در بعضی موارد، نیاز به مداخلات دارویی توسط متخصصین اعتیاد می باشد که می تواند در کنار درمان های روانشناختی، مسیری مطمئن برای رهایی از اعتیاد باشد. البته باید توجه داشت که هیچ کدام از این مسیر ها آسان و بی دردسر نیستند. دوره های عود و بازگشت در طی روند درمان امری طبیعی و قابل جبران بوده و افراد نباید روحیه خود را ببازند. مطاتعات نشان داده است که برای افرادی که 5 سال یا بیشتر پاک بوده ، احتمال عود یا برگشت به مصرف مواد به اندازه فردی است که تا به حال هیچ مصرفی نداشته. چرا که سیناپس هایی که در دوره اعتیاد آسیب دیده اند ، به مرور زمان و پس از ترک ، ترمیم می یابند.

نشانه های اعتیاد

اصلی ترین مشخصه اعتیاد، الگویی ناسازگارانه از مصرف ماده است که به مشکلات روانشناختی و نقص عملکردی منجر می شود و با اشتغال ذهنی و رفتاری فرد همراه است. تشخیص بالینی اعتیاد بر پایه حضور حداقل 2 مورد یا بیشتر از موارد زیر می باشد:

  1. مصرف مکرر یک ماده یا تکرار مداوم یک عادت رفتاری برای مدتی طولانی و بیش از انتظار.
  2. فرد به طور دائم رغبت دارد تا از مقدار مصرف ماده بکاهد یا مصرف را کنترل کند و بارها تلاش هایی نافرجام در این زمینه انجام داده است.
  3. فرد برای به دست آوردن و مصرف ماده مورد نظر، و یا بهبود یافتن از آثار آن، وقت زیادی را صرف می کند.
  4. میل و ولع شدید نسبت به مصرف ماده و یا تکرار عادت رفتاری وجود دارد.
  5. مصرف مکرر ماده باعث می شود که فرد نتواند وظایف اصلی و مهم خود را در محل کار، مدرسه و دانشگاه و خانه انجام دهد.
  6. ادامه مصرف ماده و تکرار عادات رفتاری، علیرغم ایجاد مشکلات جدی در امور شخصی و اجتماعی.
  7. به علت مصرف ماده، فعالیت های اجتماعی، شغلی یا تفریحی مهم کنار گذاشته می شوند و یا از فروانی آن ها کاسته می شود.
  8. مصرف ماده، به رغم آگاهی فرد از مشکلات جسمی یا روانی مکرری که احتمالا در اثر ماده به وجود آمده اند یا وخیم تر شده اند، ادامه می یابد.
  • به وجود آمدن تحمل که به یکی از 2 روش زیر تعریف می شود:
  1. نیاز به استفاده از مقادیر بیشتری از ماده که به مرور به آن افزوده می شود، برای رسیدن به اثر مورد نظر.
  2. کاهش قابل توجه اثر ماده، وقتی فرد به مصرف همان مقدار همیشگی ادامه می دهد.
  • علائم پرهیز که به یکی از دو روش زیر نشان داده می شود:
  1. سندروم ترک (پرهیز) که شامل نشانه های مشخصه روانی و فیزیکی ترک آن ماده است.
  2. مصرف همان ماده یا یک ماده بسیار نزدیک به آن، برای اجتناب کردن از نشانه های پرهیز و ترک.

تعداد نشانه های موجود در فرد، نشان دهنده ی شدت وابستگی و اعتیاد او می باشد. وجود 2 یا 3 نشانه از موارد بالا بیانگر شدت خفیف، 4 یا 5 نشانه شدت متوسط و بیش از 5 نشانه بیانگر شدت زیاد می باشد.

دلایل اعتیاد

تحقیقات روشن کرده اند که هیچ راهی برای پیش بینی اینکه چه کسی ممکن است درگیر سوء مصرف مواد و یا رفتار های اعتیاد گونه بشود، وجود ندارد. اعتیاد وضعیتی چند وجهی است که از ترکیب عواملی مختلف به وجود می آید. مشخص است که داشتن آگاهی نسبت به عوامل اعتیاد آور، دید روشن تری از ریسک های موجود در این زمینه به ما می دهند. شناخت عوامل خطر بیشتر از شناخت عوامل مستقیم به ما بینش می دهند.

دلایل بیولوژیک

  • ژن ها: نظرات مختلف است اما تحقیقات نشان داده اند که برخی فاکتورهای ژنتیکی با تمایل به مصرف مواد ارتباط دارند. برای مثال، یکی از فاکتورهایی که با آسیب پذیری در برابر مواد ارتباط  دارد، ترکیبی از ژن هاست که آرایش گیرنده های مغز را، در قبال انتقال دهنده های عصبی مثل دوپامین تعیین می کند. فاکتور دیگری که مورد اهمیت است، چگونگی واکنش دادن هورمون های بدن نسبت به استرس است.
  • فاکتور های فیزیولوژیک: تغییرات آنزیم های کبدی که وظیفه سوخت و ساز را برعهده دارند. این تغییرات کبدی می تواند ریسک گرایش به مصرف الکل را افزایش دهند.
  • جنسیت: مردان بیشتر از زنان دچار سوء مصرف مواد می شوند. علیرغم اینکه زن ها با حجم کمتری از الکل دچار مسمومیت می شوند.

دلایل روانشناختی

  • فاکتور های شخصیتی: احساس اجبار و هیجان طلبی هردو با گرایش به مصرف مواد ارتباط دارند. اجبار احتمالا به صورت خاص با دوره های عود و بازگشت به مواد ارتباط دارد.
  • شوک های روانی و تعرضات جنسی: قرار گرفتن در معرض تجربیات تلخ و آسیب زا در سن کم می تواند با گرایش به مصرف مواد ارتباط داشته باشد. چرا که این تجربیات با ایجاد حساسیت در برخی مدار های مغزی مربوط به سیستم هشدار، بر مهارت های انطباقی تاثیر می گذارد.
  • فاکتور های سلامت ذهنی: مواردی مثل افسردگی، اضطراب، اختلال تمرکز و استرس پس از سانحه (PTSD) باعث افزایش ریسک اعتیاد می شوند. مشکلات در زمینه مدیریت و کنترل هیجانات نیز با افزایش گرایش به مصرف مواد ارتباط دارند.

 درمان

اختلال سوء مصرف مواد قابل درمان است و می توان به طور کامل از شر آن خلاص شد. در هر حال فرایند بهبودی روندی زمان بر است که نیازمند تلاش های فراوان می باشد. امروزه دوره های عود و بازگشت را جزئی از روند درمانی می دانند که با برنامه های درمانی مشخص و موثر می توان از تکرار زیاد این دوره ها جلوگیری کرده و وضعیت را مدیریت کرد.

باید توجه داشت که درمان به یکباره صورت نمی گیرد و هر پیشرفتی در روند درمانی ارزشمند است. این روزها برنامه های درمانی زیادی برای افرادی که می دانند دچار سوء مصرف مواد هستند ولی آمادگی ترک کامل ندارند، تنظیم و طراحی شده است.

از آنجایی که اعتیاد بر تمام جنبه های زندگی شخصی و اجتماعی افراد و در همه زمینه ها تاثیر می گذارد، درمان کامل و موثر نیز باید تمام جنبه های مخلف زندگی را در برگیرد. نقش خانواده و مهارت های فردی در کنار سلامت روان مورد اهمیت است.

  • سم زدایی تحت نظر متخصص مربوطه، که ممکن است به عنوان اولین قدم مورد نیاز باشد.
  • دارو درمانی به کمک داروهایی که اثر کاهشی بر مواد غیرقانونی و مخدرها دارند و یا استفاده از برخی داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب.
  • جلسات انگیزشی که شامل دوره های درمانی کوتاه مدت درمانی هستند و به افراد کمک می کنند تا از شر افکار ضد و نقیض و دودلی ها نسبت به درمان خلاص شوند و بتوانند بدون افکار مزاحم، به مسیر درمان ادامه دهند.
  • درمان شناختی رفتاری (CBT)، می تواند به افراد کمک کند تا مهارت های مقبله ای و سازگارانه متناسب شرایط گوناگون را یاد بگیرند و به کار ببرند. به خصوص شرایطی که فرد تمایل بیشتری به مصرف مواد در آن ها دارد.
  • گروه درمانی و سایر برنامه های حمایتی که به افراد در بهبودی از شرایط کمک می کند و از عود یا دوره های بازگشت جلوگیری می کند.
  • آموزش مهارت های زندگی. به علاوه در بعضی درمان ها مهارت ها و توانمندی های روانشناختی لازم در زمینه شغلی نیز آموزش داده می شود.
  • خانواده درمانی که به افراد کمک می کند تا صدمات ناشی از اعتیاد را جبران کنند و زخم ها را التیام ببخشند.
  • یک درمان کامل، پیگیری مستمر نسبت به روند درمانی مراجع و کوچک ترین پیشرفت هایی که می کند، دارد. مسیرهای مختلفی برای درمان اختلال اعتیاد و سوء مصرف مواد وجود دارد که قطعا همه روش ها برای همه ی افراد مناسب نیست. درمان باید توسط متخصص و با توجه به وضعیت فرد تعیین و تعریف شود.

اما آنچه در همه درمان ها مورد اهمیت، پیگیری و بررسی مدام وضعیت فرد در روند درمانی است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *