چرا خانم ها در برابر آزارهای جنسی سکوت می‌کنند؟

آزارهای جنسی

دلیل سکوت زنان در آزارهای جنسی

چرا خانم ها در برابر آزارهای جنسی که می بینند سکوت می کنند و بلافاصله، از اتفاقی که برایشان افتاده، صحبت نمی کنند؟ چرا سال ها بعد از آزارهای جنسی، با شرم و دودلی زیاد، تصمیم به فاش کردن راز خود می کنند؟

پدیدۀ «حرف نزدن» در میان کسانی که آزارهای جنسی می بینند، بسیار شایع است. دلایل زیادی برای این سکوت وجود دارد. اولین آن ها شرم و ترس آن ها از بازگو کردن تجربه شان است. از دیدگاه روانشناسی، تجربه تجاوز باعث شوک در دستگاه عصبی و گیج شدن می شود؛ تجربه ای که در طیف شدید آن، با آسیب های شدید یا PTSD رو‌ به‌ رو خواهیم بود.

هضم کردن این نوع از آسیب ها برای روان زمان‌ ‎بر است و فرد قربانی برای اینکه بفهمد چه تجربه ای را از سر گذرانده، به زمان نیاز دارد؛ اما گاهی، اتفاقاتی هستند که دوباره این تجربه های تلخ را زنده می کنند؛ مثل نقل کردن تجربه دیگران از تجاوز، دیدن فیلم های مرتبط، شنیدن جیغ و فریاد در مکان های عمومی و… . هرچند، ممکن است اتفاقاتی که تجربه های گذشته را از زیر خاک بیرون می کشند، به این مثال ها ختم نشوند؛ چون این تجربه در افراد مختلف، با چهره های گوناگونی خود را نمایان می کند.آزارهای جنسی

دلیل دیگر سکوت زنان بعد از آزارهای جنسی، ترس از قضاوت های ترسناک افراد دیگر است؛ اینکه شاید دیگران به این اتفاق واکنش های خصمانه ای نشان دهند و به‌ جای حمایت از آن ها و همدلی با دردشان، آن ها را طرد کنند. شاید در فیلم ها دیده باشید که وقتی زنی به تجربۀ خودش اقرار می کند، فرد متجاوز می گوید: «خواستۀ خودش بود»، یا او را متهم به دروغگویی می کند و به کل روایت قربانی را از اتفاق افتاده، خیالبافی عنوان می کند. امروزه می دانیم که رویارویی با این تجربه، برای فرد قربانی تبعات سنگینی به‌ دنبال دارد. کسی که بعد از سالیان مهر سکوت را می شکند و تصمیم به افشاگری می کند، اگر به دروغگویی متهم شود، فشاری دو چندان و سنگین تر از قبل را تجربه خواهد کرد؛ این هم دلیل محکمی است که قربانی سکوت را به حرف زدن ترجیح می دهد.

دلیل دیگر برای این حرف نزدن، ترس از محاکمه شدن قضایی است. تجاوزها معمولا توسط افرادی صورت می گیرد که دارای قدرت هستند؛ مثل رییس سازمان ها یا اعضای بلند مرتبۀ دولتی. به همین خاطر است که قربانی سکوت اختیار می کند چون فرض او این است که حتی اگر حرفی هم بزند، نه تنها راه به جایی نمی برد، بلکه ممکن است تجاوزهای بیشتری را هم به‌ دنبال داشته باشد. خشم فرد متجاوز از فاش کردن این راز، دلیل ترس قربانی از حرف زدن است. همانطور که در بالا گفیم، اگر قربانی این فرض را داشته باشد که حرف زدن نه‌ تنها به او کمکی نمی کند بلکه اوضاع را از چیزی که هست بدتر خواهد کرد، سنگینی راز خود را همیشه با خود به‌ دوش خواهد کشید. می شود تصور کرد که این رازداری چه عواقب هایی برای سلامت روان فرد خواهد داشت.

آزارهای جنسی

یک تحقیق دربارۀ این پدیده نشان داد که از هر پنج زن قربانی تجاوز، فقط یک نفر تصمیم به فاش کردن راز خود می کند. در میان آن ها، هشتاد درصد گزارش دادند که بعد از افشاگری، هیچ چیزی برای آن ها تغییر نکرد و 16 درصد گزارش دادند که اوضاع از چیزی که بود، بدتر شد. معمولا، متجاوز شروع به تهدید کردن قربانی خود می کند؛ از تهدید به تجاوزهای دوباره گرفته تا ویران کردن زندگی شخصی و خانوادگی آن ها.

این ها قسمت کوچکی از دلایلی بود که جلوی افراد را از حرف زدن دربارۀ تجربه های تلخشان را می گیرد. جدای از عدالت های اخلاقی که باید برای فرد متجاوز در نظر گرفته شود، چیزی که اینجا مهم است، سلامت روان زنانی است که از این آسیب ها عبور کرده اند. در بحث دربارۀ آسیب های روانی، مهم ترین عامل وجود حمایت اجتماعی است؛ یعنی حضور افراد دیگر برای حمایت و پشتیبانی از فرد آسیب‌ دیده، یا حضور نهادهای اجتماعی ای که در زمان بروز این حوادث، بشود به آن ها تکیه کرد. شنیده شدن و همدردی از مهم ترین عناصری است که به زنان قربانی کمک می کند تا از بحرانی عبور کنند که سالیان است با آن دست‌ و پنجه نرم می کردند.

تجربه های آسیب‌ زا یا تروماتیک به روان فشار سختی وارد می کند. شوک، اولین پاسخ در برابر تجربیاتی است که از طاقت روان ما خارج است. تاثیرات این شوک محصول دو عامل است: اول، شدت آسیب، دوم، تفاوت های فردی برای سازگاری با آسیب های شدید. همۀ افراد پاسخی یکسان به آسیب های شدید نمی دهند؛ بعضی ممکن است بعد از مدتی وارد فرآیند بهبودی شوند، در حالی که دیگری ممکن است سال ها طول بکشد تا این فرآیند را از سر بگذراند. تفاوت ها هرچه که باشد، مهم حضور فرد یا افرادی است که بشود این تجارب تلخ را با آن ها قسمت کرد. اولین و مهم ترین قدم برای زنانی که قربانی تجاوز هستند، وجود پایگاهی است که حرف های آن ها را بشنوند و به آن ها اطمینان دهند که برای عبور از این شرایط دشوار، تنها و دست خالی نیستند.

یکی از خدمات اپلیکیشن مشاوره و روانشناسی فارگو این است که شما می توانید به صورت ناشناس، و حتی با نام مستعار از جلسات مشاوره به صورت صوتی و مکاتبه ای بهره مند شوید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *