با زندگیم چیکار کنم؟

با زندگیم چیکار کنم؟

بسیاری از ما زمانی که با سوال می خوام با زندگیم چیکار کنم رو به رو می شویم سردرگم، گیج و گاهی کلافه و نا امید می شویم. این که آیا شغل مناسبی انتخاب کرده ام؟ چگونه می خواهم زندگی ام را ادامه دهم؟ چه مواردی برای یک زندگی ارزشمند و مهم است؟ چگونه می توان یک زندگی شاد و ارزشمند را انتخاب کرد؟ سوالاتی هستند که ذهن ما را به خود مشغول می کند.

معنای زندگی برای هر فرد متفاوت است. هرکس دیدگاه منحصر به فرد خود را نسبت به زندگی و اهداف آن دارد. هنگامی که با نیازهای اساسی خود و ماهیت آن ها آشنا شوید و بدانید تا چه اندازه ارزشمند و مهم هستند به شما کمک فراوانی می کند. زمانی که بتوانید تصویر روشنی برای زندگی و آینده خود متصور شوید آنگاه بهتر می توانید تصمیم بگیرید و راه خود را مشخص کنید. برای پاسخ به سوال با زندگیم چیکار کنم به شما کمک خواهیم کرد. مواردی را برای شما ذکر کرده ایم تا با فکر کردن و پاسخ به آن ها، معنای زندگی و اهدافتان را مشخص کنید.

  • چه چیزهایی تو را خوشحال می کند؟

همه ما به دنبال شادمانی در زندگی هستیم. این که چگونه زندگی شادی داشته باشیم، چگونه احساسات و هیجانات مثبت را در زندگی تجربه کنیم. پس قبل از این که از خود بپرسید از زندگی چه می خواهید به خود یاد آور شوید چه مواردی در زندگی شما را شاد و خوشحال می کند. به عنوان مثال از خود بپرسید دوست دارید چه کارهایی را انجام دهید؟ چه زمان هایی احساس خوشحالی کرده اید؟ در کنار چه کسانی احساس شادکامی داشته اید؟ چه اهداف و خواسته هایی لبخند بر لبان شما می نشاند؟ حالا به این فکر کنید چه نوع سبک زندگی می تواند شما را به این شادی ها برساند.با زندگیم چیکار کنم؟

  • نیازهایت را بشناس.

قدم بعدی فکر کردن به این موضوع است که نیازهای اساسی و مهم شما اکنون کدام اند؟ مراقب باشید بین نیاز ، آرزوها و خواسته ها اشتباه نکنید. شاید آرزو کنید میلیون ها دلار پول داشته باشید اما نیاز اولیه شما داشتن امنیت مالی و اقتصادی است که لزوما نیازی به میلیون ها دلار پول ندارد. شاید آرزوی یک رابطه عاطفی فوق العاده درست شبیه به فیلم و کتاب ها را داشته باشید. یک شریک عاطفی کامل و بی نقص. اما در واقعیت نیاز حقیقی و منطقی شما داشتن یک رابطه سالم، عاشقانه و محترمانه است. طبق نظریه نیازهای مزلو نیاز به عشق و روابط اجتماعی اولویت بیشتری برای ما نسبت به خود شکوفایی که در مراحل بعدی قرار می گیرد، دارد. سایر نیازها مانند شایستگی و خود مختاری نیز کلید زندگی سالم هستند.با زندگیم چیکار کنم؟

  • ارزش هایت را در زندگی بشناس.

ارزش ها در زندگی به ما کمک می کند تا به سمت و سویی هدایت شویم که برای ما با اهمیت است. زمانی که ارزش های خود را بشناسیم و مطابق با آن گام برداریم اغلب به سمت درستی پیش می رویم. اگر ارتباط  و تعاملات اجتماعی از ارزش های شما محسوب شود شما مسیری را در زندگی انتخاب می کنید تا بیشتر در کنار دیگران قرار گیرید. اگر مهربانی و شفقت برای شما ارزش باشد ممکن است شغلی را انتخاب کنید تا به دیگران کمک کنید. پس زمانی که ارزش های خود را شناسایی کنید می توانید اهداف و خواسته های خود را نیز بشناسید.

  • جذب چه نوع فعالیت هایی می شوی؟

قطعا اکثر شما این تجربه را داشته اید، چنان غرق در کار و فعالیت مورد علاقه تان شده اید که گذر زمان را احساس نکرده اید. این احساس به معنای ارتباط کامل شما در آن فعالیت و حسی از جاری شدن در آن کار است. جاری شدن در یک فعالیت زمانی است که شما کاری را آنقدر دوست دارید و با عشق به انجام آن می پردازید که متناسب با توانایی و علایق شماست. از خود بپرسید چه نوع فعالیت هایی شما را مجذوب خود می کند؟ پاسخ به این سوال سرنخی از آنچه در زندگی می خواهید به شما می دهد.با زندگیم چیکار کنم؟

  • اگر می توانستی هرکاری را که می خواهی انجام دهی چه چیزی را در زندگی انتخاب می کردی؟

هدف ما این نیست که انتظارات و توقعات شما را بالا ببریم و شما را تبدیل به یک آدم رویا پرداز و غیر منطقی کنیم. شاید نتوانیم به تمامی آرزوها و خواسته های خود برسیم. اما از طرفی گاهی چنان خود را نادیده می گیریم و به توانایی ها و پتانسیل هایی که در وجودمان نهاده شده است بی اعتنا هستیم که نیاز به یک تلنگر داریم. پس یک زمانی را برای خود قرار دهید تا به دقت در مورد چیزهایی که از زندگیتان می خواهید خوب فکر کنید و سعی کنید آن ها را برای خود بازگو کنید این کار موجب می شود به مسیرهایی که شما را به آن می رساند فکر کنید و بتوانید مسیرهای درست را انتخاب کنید.

  • نقش هیجانات و مدیریت کردن آن ها:

شاید از مهم ترین هدف هایی که در زندگی رسیدن به آن ضرورت دارد، شناخت هیجان ها و گسترش دادن آن هاست. از آنجایی که نیازها و تمایلات ما تغییر می کنند، انسان بالغ باید بتواند آزادانه در این نوسانات (مثل روابط عاطفی یا شغل و حرفه) رو به جلو ادامه دهد. بدون این که نیاز باشد از اهداف یا نیازهایش، به دلیل ناتوانی در کنترل هیجان ها، صرف نظر کند.

از ویژگی بلوغ در افراد، ظرفیت نگهداری هیجان های مختلف است. ممکن است اتفاق هایی در زندگی باعث ایجاد واکنش شادی یا درد در ما شود، شاید هم ترکیبی از هر دو. در این میان، چیزی که تفاوت ما و دیگران در تجربه این هیجانات یکسان را مشخص می کند، توانایی تحمل و حفظ این هیجان ها در درون می باشد. همچنین، توانایی در تشخیص درست این هیجان ها و به دنبال آن دست به عمل زدن یا نزدن با توجه به اولویت های خودمان، نشانی از بلوغ و سلامت روان است. هیجان ها رنگ و بویی هستند که به رفتار داده می شود. بدون هیجان معنی پشت هر رفتار مجهول و ناشناخته خواهد ماند.

  • دیدگاه گشتالتی

گشتالت یک کلمه آلمانی و به معنای طرح، شکل و پیکره است. در روانشناسی به معنای یک نوع تصویر و عکس کلی است یعنی اجزای جداگانه و متفاوتی که در کنار هم یک هیئت و کلیتی را تشکیل می دهند. در زندگی نیز این گونه می باشد یعنی زندگی ما از اجزای متفاوت و جزئی تشکیل شده است که در صدد تغییر آن هستیم. مانند تغییر ماشین ، خانه ، شغل و غیره. ما اکثرا بر روی همین جزئیات تمرکز کرده و کلیت ماجرا را از دست می دهیم. ما نیاز به یک دید کلی و همه جانبه داریم یعنی چیزی فراتر از خانه، ماشین و غیره. برای این که بفهمیم در زندگی به دنبال چه هستیم باید یگ گام عقب تر برویم و با دیدی گشتالتی به زندگی نگاه کنیم.

از خود بپرسید چه نوع زندگی را می خواهید؟ این نوع زندگی چه احساسی را در وجود شما بیدار می کند؟ چگونه اجزای آن را باید کنار هم بچینید؟ اگر از بالا و خارج از دیدگاه خودتان به آن نگاه کنید چه شکلی دارد؟ از خود بپرسید می خواهم با زندگیم چیکار کنم ؟

برای گرفتن مشاوره در حوزه های مختلف زندگی می توانید از روانشناسان و کارشناسان اپلیکیشن فارگو کمک بگیرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *