چرا به روانشناس نیاز داریم؟

چرا به روانشناس نیاز داریم؟

چرا به روانشناس نیاز داریم؟

مراجعه به روانشناس کاری مفید و مثبت است که در بدبینانه ‌ترین حالت اگر فایده ‌ای برای فرد نداشته باشد، ضرری هم ندارد. افرادی که احساس می‌ کنند مهارت ‌های لازم ارتباطی را ندارند و نمی ‌توانند در روابط خود موفق باشند و افرادی که تجربیات منفی زیادی از گذشته دارند و نمی ‌توانند با یاد آوری آنها به زندگی عادی بپردازند، نیاز دارند که با مداخله یک روانشناس این مشکلات را برطرف کنند.

لذت بردن از حال و اکنون

بسیاری فکر می‌ کنند، برای خوشحال بودن در هر لحظه از زندگی باید عادت ‌ها و روال معمولی‌ زندگی را تغییر داد یا حساب بانکی پرپولی داشت. موضوع اصلی این نیست که ما در زندگی خود دلایل کافی برای شاد بودن نداریم، داستان اصلی آن است که یاد بگیریم چگونه از زندگی لذت ببریم؟
روانشناس به شما کمک می کند با آمادگی بیشتر با چالش ‌ها مواجه شد، و در نهایت، حضور بیشتری در هر لحظه از زندگی ‌داشت. حضور داشتن در زندگی به معنای حس‌ کردن لحظه لحظه ‌ی زندگی است. بسیاری از روانشناس ‌ها راجع ‌به مقوله حضور حرف زده‌ اند. این‌ که حتی اگر نگرانی‌ را تجربه می ‌کنیم، به آن توجه کرده و حسش کنیم.

البته مفهوم لذت برای هرکسی معنای خاصی دارد. مهم این است که شما به کمک روانشناس خود راه لذت بردن از زندگی را به شیوه‌ی خودتان بیابید. در نگاه اول ممکن است به‌نظرمان بیاید این کار بیهوده است اما زمانی‌ که یاد بگیریم هیجان‌ های ناخوشایندمان را نیز درک کنیم و بپذیریم، به هنگام تجربه هیجان‌ های خوشایند، ارزش زندگی و زنده‌ بودن را می یابیم.

موفقیت در کارها

بدیهی است که نیاز به روانشناس فقط برای اتفاقات ناگوار نیست. مراکز مشاور و روانشناسی علاوه بر مشاوره خانواده، ازدواج، روان‌درمانی و… برای اعتلا و پیشرفت افراد در شغل و تحصیل نیز مثمرالثمر خواهند بود. به طور مثال فردی که برای یک امتحان المپیاد درسی یا شغلی آماده می ‌شود، علاوه بر مطالعه و تمرین آموخته‌ های خود به مهارت ‌های افزایش تمرکز نیز نیاز دارد. مرکز مشاوره حتما مشاورانی دارد که بتواند در زمینه حمایت و افزایش تمرکز و انگیزه فرد به او کمک کند. اگر فردی برای امتحان یا مسابقه ‌ای آرامش داشته باشد، نتیجه بهتری دریافت خواهد کرد.

لذت بردن از زندگی از دیدگاه فروید

فروید معتقد است هر فردی برای لذت بردن از زندگی و ایجاد احساس خوشبختی در خود به دو مقوله کار و عشق نیازمند است. کار به معنای داشتن شغلی که بتوانیم در آن رشد کنیم و احساس خوشایند بالغ شدن و تعالی را در آن تجربه کنیم. عشق به معنای رابطه ایی دو طرفه که در آن همدلی و صمیمیت و تعهد و رشد وجود داشته باشد. بنابراین نه هر شغلی و نه هر عشقی نمیتواند احساس خوشبختی را به ما القا کند. بلکه باید بتوانیم شغل و در کنار آن عشقی بالنده و سالم را تجربه کنیم.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید