چرا به روانشناس نیاز داریم؟

چرا به روانشناس نیاز داریم؟

چرا به روانشناس نیاز داریم؟

روانشناسی، مطالعه ‌ی علمی رفتار، افکار و احساس انسان است که به دنبال فهم ریشه رفتار، افکار و احساس است. هدف غایی آن ترمیم آسیب ‌های گذشته و بالا بردن سلامت روان است. پس روانشناس فردی متخصص، در زمینه ترمیم آسیب‌ های روانی و ارتقاء سطح روان است و مراجع بعد از گذراندن جلسات درمان با شناخت بهتر تفکرات و هیجانات خود به یک استقلال فکری می‌ رسد که بدون کمک مداوم یک متخصص تصمیمات مهم زندگی خود را بگیرد و این تفاوت مهمی است که جلسات مشاوره با روان درمانی دارد.

روانشناس ریشه ‌ی آسیب ‌های روانی را در پیش زمینه ‌های الگو های خانوادگی و ژنتیکی می ‌بیند و در یکی از زمینه ‌های اختلالات روانی کودک، نوجوان و بزرگسال تخصص بالینی دارد و شناخت بیماری‌ های روانی و درمان آن ‌ها از جمله مسئولیت‌ های مهم اوست. در صورتی که افراد با مشکل حادی مواجه شوند، می ‌توانند از مشاور کمک گرفته و درصورتی که مشکلات خود را نتیجه‌ی مشکلاتی می ‌دانند که از کودکی نشات گرفته، بهتر است به یک روانشناس با سابقه‌ ی روان تحلیلی و یا روانکاو مراجعه کنند. روانشناس ممکن است نیاز ببیند که قبل  یا حین درمان، مراجع را به یک روانپزشک ارجاع دهد.

اما چه زمانی برای مراجعه به روانشناس مناسب است؟

زمانی که احساس می ‌کنید یک اشتباه را مدام تکرار می ‌کنید اما نمی ‌توانید سر نخ آن را پیدا کنید بهترین انتخاب شما می تواند روانشناس باشد. هر زمان که شما احساس کردید با یک چالش تکراری درگیر هستید. فرض کنید شما مدام در کارهایی که به عنوان شغل انتخاب می ‌کنید؛ بعد از مدتی احساس سرخوردگی و نا امیدی می ‌کنید و آن را رها می کنید یا زمانی که احساس می‌ کنید در دوستی ‌هایتان مدام به شما بازخورد تو خیلی آدم حساسی هستی، می ‌دهند؛ در این مواقع شما می‌توانید مشکل را در درون خود با کمک روانشناس پیگیری کنید و آسیب ‌های احتمالی به بخش ‌هایی از شخصیت خود، که باعث این مشکلات شده، را ترمیم کنید.

روانشناس شما را نسبت به خودتان آگاه می کند:

اغلب راه ‌حل نهایی برای زندگی همان چیزهایی ا‌ست که درباره آن ‌ها آموزش ندیده ‌ایم. روانشناسی باور دارد اگر افراد برای شرایط مختلف زندگی آموزش ببینند، بسیاری از تعارضات به احتمال خیلی زیاد حل خواهند شد.

آگاهی نسبت به خود به ‌معنای این است اگر ما خودمان را شناخته باشیم می ‌توانیم با اتکا به توانمندی هایمان بر مسائل چیره شویم. آگاهی نسبت به خود موجب می ‌شود بیش از آن ‌که بخواهیم به جهان بیرون توجه داشته باشیم، نگاهمان به جهان درون‌ باشد. آگاهی موجب می ‌شود تلاش کنیم با جهت‌گیری بیش ‌تر و با معناتر صبح ‌ها از خواب بیدار شویم.

زندگی هر آدمی معنایی دارد. ممکن است بسیاری از افراد معنای زندگی‌شان را نیافته باشند و روزها به سرکار بروند و شب ‌ها به خانه‌شان برگردند. زمانی‌ که ما آگاهی می ‌یابیم برای چه و که ساخته شده ‌ایم، دست به اقدامات نو می‌ زنیم و حال اگر مشکلی سر راه‌مان قرار گرفت، می ‌توانیم با اتکا به آموزه‌ های پیشین روان‌شناختی در مواجهه با آن‌ ها رفتار کنیم. آدم‌ های بسیاری هستند که وقتی با یک مشکل رو به ‌رو می‌شوند، گمان می ‌کنند زندگی‌ را باخته‌ اند و همه‌چیز تمام شده است. این اولین قدم در راه دنیای روانشناسی است. آن ‌وقت حتی تماشای آسمانِ آبی، گذر یکنواخت و هر روزه‌ی خودروها و رفت ‌و ‌آمد معمول آدم‌ها نیز معنایی می ‌یابند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید