چرا با وجود دستاوردها و موفقیت باز هم ناراضی هستید؟

موفق ولی افسرده و ناراضی

موفق ولی افسرده و ناراضی

  • چرا با وجود دستاوردها و موفقیت در زندگی باز هم از خودتان ناراضی هستید؟
  • چرا احساس عصباینت و ناخشنودی می کنید؟
  • رسیدن به اهداف باید احساس خوب و مثبتی در شما ایجاد کند. اما چرا همیشه اینگونه نیست؟
  • چرا بعد از رسیدن به اهداف شما احساس ناامیدی و دلسردی می کنید؟

افرادی که مدام در رقابت و دستیابی به اهداف متعدد و جدید هستند حتی زمانی که به موفقیت می رسند بلافاصله هدف و دستاورد دیگری را جایگزین می کنند تا درگیر آن شوند. آن ها یاد گرفته اند ارزش و احترام نزد دیگران بر اساس موفقیت و دستاوردهای آنان است. آموزش همدلی و شفقت به این افراد کمک می کند با خود مهربان تر باشند. یاد بگیرند میزان ارزشمندی خود را با معیارهای دیگری بسنجند و خود را در شرایط فشار قرار ندهند.

آیا بعد از رسیدن به اهدافتان دلسرد می شوید؟

شاید افراد زیادی را بشناسید که در کار و حرفه خود موفق هستند و عملکرد خوبی دارند. به نظر می رسد به هرچه می خواهند می رسند. از خودشان راضی هستند و به آنچه انجام می دهند می بالند. اما گاهی آنچه در ظاهر می بینید با باطن آنان بسیار متفاوت است. اغلب این افراد از آنچه به دست آورده اند راضی نیستند و به دنبال مرحله بعدی هستند. همیشه در چنین وضعیت هایی هستند مثل: خب این کار را هم به نحو احسنت تمام کردم حالا که چی؟ باید قدم بعدی را بردارم و ادامه دهم؛ این روند دوباره و دوباره تکرار می شود. در زیر خنده، هیجان و احساس رضایت آنان اغلب احساسات دیگری چون خشم، ناامیدی و دل زدگی مشاهده می شود.

موفق ولی افسرده و ناراضیافراد موفق ناراضی چه کسانی هستند؟

از دیدن این تناقض متعجب نشوید. افرادی که فکر می کنند باید مدام موفق شوند. هربار که کاری را به اتمام می رسانند آن را به عنوان وظیفه خود می دانند و امری عادی تلقی می کنند و باید به سرعت قدم بعدی را بردارند. در ظاهر موفق به نظر می رسند. در مورد کار و حرفه خود با هیجان صحبت می کنند اما احساس واقعی آنان اغلب با کلمات و صحبت هایشان تطابق ندارد. در واقع در درون خود نارضایتی بعد از رسیدن به اهداف را تجربه می کنند. در واقع اسم این افراد را می توان موفق ناراضی و ناخشنود گذاشت.

افراد موفق ناراضی بر دستاوردها یکی پس از دیگری تمرکز می کنند و خود را در اجباری بی پایان برای رسیدن به اهداف می دانند. این اجبار یک دلیل دارد. آن ها ارزش و احترام خود را از جانب دیگران منوط بر موفقیت می دانند یعنی زمانی که موفقیت و دستاوردهای مهمی را کسب می کنند دیگران رفتار بهتر و محترمانه ای دارند. زیرا ارزشمندی و پذیرفته شدن خود را مشروط بر رسیدن به اهداف می دانند.

اگر با دیدگاه این افراد به موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم قرار گرفتن در این موقعیت بسیار لذت بخش است. احساس غرور، ارزشمندی، موفقیت و احترام موجب می شود افراد در این مسیر قدم بگذارند. پس شما مدام به موفقیت و اهداف بزرگ می رسید افراد دیگر شما را تمجید و تشویق می کنند. پس نکته منفی و آسیب زای ماجرا کجاست؟

اکثر افراد از این که مورد احترام و تمجید قرار بگیرند و دیگران آنان را بپذیرند حس ارزشمندی و مثبتی پیدا می کنند. اما هیچ کس دوست ندارد برای به دست آوردن ارزش و احترام مجبور به انجام فعالیت هایی بی پایان شود و احساس ارزشمندی وی در گرو چیز دیگری قرار گیرد. افراد به علت موقعیت و جایگاه وی را مهم و ارزشمند می دانند. زمانی که چنین موفقیت هایی در کار نباشد همه آن احترام و ارزشمندی نیز محو می شود. 

آنچه برای فرد دردناک است در واقع پیامی است که به او گوشزد می کند؛ اگر موفق نباشی دوست داشتنی و ارزشمند هم نیستی. به عبارت دیگر حقیقت ماجرا این است که؛ آنقدر هم وجود خودت برای دیگران مهم و ارزشمند نیست در واقع همین پیام های پنهان است که موجب نارضایتی بعد از رسیدن به اهداف می شود و فرد را با وجود تمام موفقیت ها ناامید، خشمگین و دلسرد می کند.

موفق ولی افسرده و ناراضیآیا شما موفق ولی افسرده و ناراضی هستید؟

اگر می خواهید بدانید شما یک موفق ناراضی و ناخشنود هستید به دنبال گفت و گوهای درونی خود بگردید آیا فکر و دیدگاه شما نسبت به دستاوردهایتان بوی خشم و ناامیدی می دهد؟ عباراتی که در ذیل آورده می شود در واقع جملاتی است که این افراد مدام با خود تکرار می کنند.

  • اگر مشغول کار و فعالیتی هستید و خود را با عباراتی چون: بجنب چرا اینجوری شدی؟ چرا مثل همیشه نیستی؟ چه مرگت شده؟ مورد آزار قرار می دهید.
  • زمانی که برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی می کنید عباراتی چون: به همتون ثابت می کنم من کی هستم، بهتون نشون می دم با کی طرف هستید و غیره استفاده می کنید. در حالی که مشخص نیست منظورتان دقیقا از شماهایی؛ که می خواهید خودتان را به آن ها ثابت کنید چه کسانی است.
  • زمانی که موفق می شوید انتقادگر درونی تان بر شما حکم فرما می شود و جملاتی چون: دیدی بهت گفتم، حالا تحویل بگیر، دیدی همونی شد که من گفتم و غیره…را مدام به شما گوشزد می کند.
  • زمانی که موفقیت و یا تبلیغات کسب و کار دیگران را مشاهده می کنید با جملاتی چون: وای چقدر آدم های خودنمایی هستن، چقدر مسخره هستند، چقدر به درد نخور هستند و عباراتی که مفاهیمی از بی حرمتی و کوچک شمردن در آن نهفته است را به کار می برید.

چه اقداماتی انجام دهید:

  • در ابتدا مانند یک درمانگر و روانشناس حرفه ای با خود رفتار کنید. یعنی زمانی که عباراتی در سرتان می چرخد به نحوه ی توصیف و ابراز آنان توجه کنید. آیا در زیر موفقیت خود احساس خشم یا نا امیدی می کنید؟ آیا فکر کردن به موفقیت و رسیدن به اهداف و یا اقدام فوری فعالیت ها احساس خشم در شما ایجاد می کند؟
  • اگر در درون خود احساس خشم می کنید آن را پنهان نکنید. باید خشم را به عنوان یک حس طبیعی پذیرفت و با آن کنار آمد. نباید از آن بترسید و یا آن را پنهان کنید. بلکه باید روش ها درستی برای ابراز آن پیدا کنید.
  • با احساسات خود راحت باشید. از خود بپرسید چرا در این راه باید عصبانی و خشمگین شوید؟ آیا احساس ارزشمندی را منوط به موفقیت و دستاوردها می دانید؟
  • سعی کنید احساس همدلی و شفقت نسبت به خودتان را افزایش دهید. به دنبال راه هایی باشید تا حس ارزشمندی و پذیرش را مشروط به چیز دیگری نکند. بلکه برای وجود خودتان ارزش و احترام قائل شوید. معیارهای اشتباه در مورد ارزشمندی را کنار بگذارید.

برای دریافت مشاوره فردی می توانید از اپلیکیشن مشاوره و روانشناسی آنلاین فارگو بهره مند شوید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *