اختلال تغذیه چیست؟

اختلال تغذیه یک وضعیت روانشناختی است که با عادت های ناسالم، وسواس گونه یا آسیب زا تعریف می شوند. به طور کلی، اختلال تغذیه با دو نشانه فیزیکی و هیجانی شناخته می شوند که بولیمیا (پرخوری همراه با استفراغ) و آنورکسیا (کم خوری) انواع تشکیل دهنده این اختلال هستند. البته انواع دیگری هم وجود دارند؛ اما در این مقاله به معرفی این دو نشانه اکتفا کرده ایم.

اختلالات تغذیه در کشورهای ثروتمند شیوع بیشتری دارد تا کشورهای فقیر؛ اما فقط مختص آن ها نیست. کسانی که معمولا با این اختلال دست و پنجه نرم می کنند، دختران نوجوان و خانم هایی با سنین پایین تر هستند؛ اما به صورت کلی در جنس های دیگر با سنین مختلف، امکان بروز دارد. اختلال تغذیه بسیار طاقت فرساست و تمرکز فرد مبتلا را به خوردن یا نخوردن وسواس گونه، مشغول می کند.

فاکتورهای ژنتیکی، فشارهای اجتماعی و بین فردی و داشتن تاریخچه خانوادگی از عواملی است که پیش بینی کننده این اختلال هستند. دلمشغولی ها و فشارهای اجتماعی مبنی بر داشتن اندام متناسب، صفات شخصیتی، کمالگرایی و وسواس نقش بسیار مهمی در این اختلال بازی می کنند، که در بعضی مواقع با افسردگی و اضطراب نیز همزمان می شوند.

درمان این اختلال ساده نیست. مشکلات فیزیکی همراه با این اختلال باعث می شود که به یک گروهِ درمانگر برای درمان نیاز داشته باشیم. روانشناس، پزشک، متخصص تغذیه برای درمان همه جانبه و کامل باید حضور داشته باشند.

آنورکسی (کم خوری عصبی) چیست؟

آنورکسی اختلالی در خورد و خوراک است که با وسواس افراطی در کاهش وزن و ورزش کردن مشخص می شوند. بیشترین شیوع آن در بین خانم های کم سن و سال است؛ البته به تازگی در میان مردان هم نفوذ پیدا کرده است. این اختلال محدود به سن مشخصی نیست و افراد در سن های بالاتر هم امکان ابتلا دارند.

نشانه های این اختلال ذهنیت تحریف شده از شکل بدن است که برای رفع و رجوع کردن آن، ورزش افراطی و گرسنگی کشیدن راه حل های جایگزین است. وسواس و کمالگرایی تقریبا همیشه همراه این اختلال حضور دارند. نشانه های رفتاری این اختلال هم رژیم های سنگین، مناسک وسواسی برای خوردن و رفتارهای ضد اجتماعی است.

مقاومت به درمان در این اختلال بسیار زیاد است؛ همچنین افسردگی و اضطراب همراه، کار را برای درمان پیچیده تر خواهد کرد. درمان های معمول این اختلال شامل موارد زیر است:

  1. درمان های رفتاری-شناختی (Cognitive Behaviorl Therapy)؛
  2. دارویی؛
  3. تغذیه ای؛
  4. خانواده درمانی یا دخالت دادن خانواده در فرآیند درمان فردی؛
  5. آموزش و آگاهی بخشی.

بولیمیا (پرخوری عصبی) چیست؟

بولیمیا اختلالی در خورد و خوراک است که با چرخه های مکرر پرخوری شناخته می شوند. تخلیه یا استفراغ رفتاری است که بعد از این پرخوری اتفاق می افتد، که گاهی خود فرد این تخلیه را انجام می دهد (یعنی انگشت در حلق خود می کند و و غذای خورده شده را دفع می کند) یا با داروهای ملین (تسهیلی) غذای خورده شده را پس می دهد؛ همچنین ممکن است به جای تخلیه، ورزش های سنگین به دنبال پرخوری انجام شوند. هدف برطرف کردن احساس گناهی است که بعد از پرخوری به روان فرد حمله کرده، حال مهم نیست که این تخلیه با ورزش انجام شود یا با انگشت انداختن در حلق یا مصرف داروهای مسهل.

معمولا در نوجوانی سر و کله این اختلال پیدا می شود؛ اما در سنین پایین تر و بالاتر نیز امکان ظهور دارد. در هر حال، تشخیص این اختلال کار سختی است، چون افراد مبتلا کمتر به به مشکل خود اعتراف می کنند و این رفتار آسیب گونه ی خود را از دید دیگران پنهان نگه می دارند. افراد مبتلا، با اینکه از اضافه وزن رنج می برند، از چاقی هراس دارند. طبیعی است که افسردگی و اضطراب سایه سنگینی بر این اختلال انداخته است، همچنین از نشانه های واضح دیگر، عزت نفس شکننده است.

نشانه های بولیمیا رفتارهای عجیب و غریب در خوردن، نوسان زیاد در وزن، استفاده افراطی از دستشویی و اجتناب از دورهمی های اجتماعی است. درمان های رفتاری شناختی یا انواع دیگر روان درمانی ها، داروهای ضد افسردگی و مشاوره های توانبخشی، روش های مناسبی برای درمان این اختلال است.

معرفی نشانه های اختلالات خوردن

اختلال تغذیه یعنی افراد در عادات غذایی خود، و تصویر و درکی که از بدن و وزن خود دارند، دچار مشکل هستند؛ اما این مشکلات راه های زیادی برای معرفی خود دارند. گاهی نشانه ها روشن و واضح اند، مثل اجتناب افراطی از خوردن غذا یا کاهش وزن شدید؛ اما گاهی نشانه ها ظریف تر هستند، مثل عادت های سفت و سخت غذایی (خوردن غذاهای به خصوص) یا شروع ورزش های طاقت فرسا. با این وجود، هستند نشانه هایی که تشخیص دادنی نباشند یا افراد طوری رفتار کنند که انگار همه چیز عادی است.

آسیب های روانی می توانند از این اختلال سرچشمه بگیرند یا توسط این اختلال تشدید شوند. افراد مبتلا به اختلال خوردن منزوی تر می شوند، از فعالیت هایی که قبلا لذت می بردند، لذتی نمی برند. همچنین نوسانات خلق و خو و اضطراب را زیاد تجربه می کنند.

علت شناسی اختلال خوردن                                                                             

علت واحدی برای اختلال خوردن وجود ندارد. هنوز مشخص نیست که چرا دقیقا عادت های غذایی افراد در بعضی موارد تبدیل به اختلالات خوردن می شود.

رابطه مخدوش با غذا و شکنندگی هیجانی و عاطفی، ستون های این اختلال هستند. نشانه های این اختلال در ابتدا زیاد چشمگیر نیستند: فردی است که کمتر یا بیشتر از قبل غذا می خورد. فشار برای خوردن بیشتر یا کمتر که روز به روز بیشتر رنگ و بوی اجبار به خود می گیرد، اینجاست که با نشانه ی جدی آسیب روبرو هستیم.

در کنار سهم مهم ژنتیک، فرهنگ نیز نقش مهمی بر عهده دارد. از آنجایی که افراد، مخصوصا زنان، معیار زیبایی شان در تناسب اندام است، طبیعی است که در سمت افراطی آن، شاهد اینگونه آسیب ها نیز باشیم. خانواده ها هم نقش خود را دارند؛ والدینی که تاکیدشان بر زیبایی، ظاهر و رژیم غذایی است و از فرزاندشان برای اندام نامتناسب انتقاد می کنند، به احتمال زیاد کودکانی را پرورش می دهند که در بزرگسالی با اختلال های تغذیه دست و پنجه نرم خواهند کرد.

تنهایی و انزوا، استرس، افسردگی، آسیب های حاد روانی (Trauma) یا خود رژیم غذایی از فاکتورهای مهم دیگری است که پیش بینی کننده این اختلال هستند.