اختلال یادگیری1

عوامل استرس زا برای والدین

یکی از مهم‌ترین عوامل استرس‌زا برای والدین این است که بفهمند کودک‌شان اختلال یادگیری دارد. شما نباید با فهمیدن این موضوع خودتان را ببازید. با کمی صبر و تأمل یاد می‌گیرید که با موضوع کنار بیایید و با برداشتن گام‌های لازم کودک خود را برای گذر از این اختلال تقویت کنید. قبل از شروع کار باید بدانید که در این مسیر با عواطف مختلفی روبه‌رو خواهید شد؛ اطمینان‌خاطر، ناامیدی و هر حس دیگری از این دست به سراغ‌تان خواهد آمد. علاوه‌براین، والدین به‌طور معمول بسته به شدت اختلال کودک، مهارت سازگاری خودشان و نوع سیستم حمایتی دچار احساسات مختلفی می‌شوند. شنیدن خبر اختلال یادگیری کودک حتی برای کسانی که انتظار آن را داشته‌اند شوک‌آور است. والدین به‌ناچار اهمیت مسئله را می‌پذیرند و به فکر فرو می‌روند که این موضوع چه تأثیری روی آینده فرزندشان خواهد گذاشت. واکنش‌های زیر واکنش‌هایی هستند که به‌طور معمول پس از پی بردن به وجود اختلال یادگیری در کودک از خودمان نشان می‌دهیم. ممکن است شما با شنیدن خبر اختلال کودک‌تان، یکی یا همه واکنش‌های زیر را تجربه کنید. صبور باشید و باحوصله به آنچه که شنیده‌اید فکر کنید. یاد بگیرید با عواطف مختلفی که به‌سراغ‌تان می‌آیند روبرو شوید تا بتوانید مشکل را بپذیرید.

ریشه‌ اختلالات یاد‌گیری کودکان:

انواع زیاد‌ی از عملکرد‌های غیرعاد‌ی مغز وجود‌ د‌ارند‌ هر کدام از این عملکردها اگر منجر به نقص شوند باعث اختلال می شوند  که می‌توانند‌ منجر به یک اختلال یاد‌گیری شوند‌.

۱. انکار

انکار یعنی نپذیرفتن اختلال کودک. والدین برای عقب‌ماندگی تحصیلی فرزندشان بهانه می‌تراشند، چون نمی‌خواهند وجود اختلال را در کودک بپذیرند. آن ها ممکن است معلم یا همسرشان را مقصر عقب‌ماندگی کودک بدانند یا ممکن است کودک را به تنبلی متهم کنند و حاضر نشوند خدمات آموزش استثنائی را بپذیرند. چرا انکار می‌کنیم؟ پذیرش اختلال برای برخی والدین بسیار ترسناک است. انکار ریشه در ترس عمیق والدین دارد. والدین می‌ترسند که اختلال کودکشان باعث تقلای او در زندگی یا طرد شدنش توسط دیگران شود. کابوسی بدتر از این برای پدرومادر وجود ندارد. اگر پذیرفتن اختلال کودک برای‌تان سخت است، بهتر است دلیل این احساس را از خودتان بپرسید. آیا پذیرفتن این حقیقت به‌خودی خود سخت است و دلیل دیگری ندارد؟ آیا نظرات دیگران می‌تواند به شما کمک کند؟ اینکه چرا پذیرفتن این حقیقت تا این حد برای‌مان سخت است و اینکه چگونه می‌توانیم بر احساسات‌مان غلبه کنیم نکات مهمی هستند که باید بفهمیم. درنهایت باید بپذیرید که تقلای کودک شما دلیلی دارد. پذیرفتن حقیقت موضوع و برنامه‌ریزی برای مقابله با آن به سود هردوی شما است.

انکار اختلال

۲. خشم

خشم برادر انکار است، چون همانند انکار ریشه در ترس دارد. والدینی که از اختلال کودک‌شان عصبانی هستند ممکن است انگشت اتهام خود را به سمت دیگران نشانه بگیرند. برای مثال ممکن است خشم شما در قالب انتقاد یا اعتقاد به اختلال سیستم مدرسه در آموزش صحیح کودک‌تان بروز کند. همچنین ممکن است شما را وادار به برگزاری جلسات فشرده و سخت برنامه آموزش خصوصی کند. ایرادی ندارد که از شنیدن خبر اختلال کودک‌تان خشمگین شوید. به‌هرحال قرار است کودک‌تان با چالش‌هایی روبرو شود که کاملاً ناعادلانه هستند، اما نباید اجازه دهید این خشم در شما ریشه بدواند. خاصیت خشم این است که ناعادلانه بودن موقعیت کودک را به شما نشان می‌دهد، اما باید مراقب باشید که خشم‌تان را به سمت دیگران و از جمله خودتان نشانه نگیرید. درعوض از نیرویی که خشم به‌شما می‌دهد بهره بگیرید. بگذارید این نیرو برای حمایت از کودک به شما انگیزه بدهد و تلاش‌های‌تان را برای پیدا کردن راه‌حل تقویت کند. خشم اگر در مسیر صحیح هدایت شود مفید خواهد بود. نگذارید خشم‌تان بر شما چیره شود یا دیگران را ناراحت کند.

۳. سوگ

سوگ احساسی است قدرتمند که با از دست دادن عزیزان ارتباط دارد. بسیاری از والدین وقتی می‌فهمند که کودک‌شان اختلال دارد چنین احساسی پیدا می‌کنند. به‌هرحال این اختلال آرزوهایی را که برای کودک‌شان داشته‌اند برباد می‌دهد و قلب آنها را می‌شکند. احساس می‌کنند که همه چیز تغییر کرده است و پذیرفتن حقیقت برای‌شان سخت می‌شود. ناراحت شدن شما به‌خاطر از دست رفتن زندگی طبیعی کودک منطقی است و نباید به‌خاطر این ناراحتی خودتان را سرزنش کنید. به‌سوگ نشستن شما پس از آگاه شدن از اختلال یادگیری کودک‌تان واکنشی طبیعی است. اما نباید اجازه دهید احساس سوگ بر زندگی‌تان مسلط شود. ناراحت شدن ایرادی ندارد، اما نباید در غم‌وغصه غرق شوید، چون حس قربانی بودن به‌سرعت برشما حاکم خواهد شد. شما که دوست ندارید به‌خاطر خودتان یا فرزندتان عزا بگیرید! بله! رویارو شدن فرزندتان با چنین مشکلی غم‌انگیز است، اما به‌جای اینکه زانوی غم بغل کنید، به خودتان و فرزندتان دلداری و روحیه بدهید. فکرتان را روی درک کردن کودک و پشتیبانی از او متمرکز کنید. با این کار، کودک‌تان را برای رویارویی با چالش‌های پیش رو قوی می‌کنید.

پذیرفتن ترس

۴. ترس

وقتی والدین از اختلال یادگیری کودک‌شان مطلع می‌شوند، اغلب به‌خاطر اینکه نمی‌دانند باید چکار کنند می‌ترسند؛ برای مثال با خودشان فکر می‌کنند که چطور باید خودشان و کودک‌شان از این مشکل عبور کنند یا ممکن است به‌خاطر آینده کودک نگران شوند. حتی ممکن است فکر کنند که این مشکل حل‌شدنی نیست. همچنین ممکن است تصور کنند که کودک‌شان تا همیشه به حمایت آنها نیاز دارد و به این فکر بیافتند که بعد از مرگ آن ها چه برسر کودک می‌آید. اثر اختلال کودک بر سایر فرزندان نیز ممکن است باعث نگرانی شما شود. حتی واکنش جامعه و احتمال طرد شدن کودک نیز ممکن است  شما را نگران کند. گاهی‌اوقات آنقدر ترس به جان‌تان می‌افتد که خشک‌تان می‌زند و دست‌وپای‌تان را گم می‌کنید. اما نباید اجازه بدهید چنین وضعیتی اتفاق بیافتد. اگر احساس کردید ترس بر شما غلبه کرده است، بد نیست چیزهایی را که از آن می‌ترسید یادداشت کنید. بعد به تک‌تک ترس ‌های‌تان به‌طور جداگانه فکر کنید. آیا ترس‌تان منطقی است؟ آیا راهی برای حل آن وجود دارد؟

گاهی اوقات پذیرفتن ترس آن را ضعیف می‌کند، به‌خصوص اگر بتوانید راهی برای مقابله با آن پیدا کنید.

با سایر والدینی که موقعیتی مشابه شما دارند نیز می‌توانید صحبت کنید. شاید بتوانند با پیشنهادها و راهکارهایی که خودشان برای عبور از مشکل به‌کار گرفته‌اند شما را راهنمایی کنند. سعی نکنید تنهایی با مشکل روبرو شوید و اجازه ندهید ترس بر شما غلبه کند.

۵. گناه

گاهی‌اوقات والدین به‌خاطر اختلال فرزندشان احساس گناه می‌کنند. فکر می‌کنند شاید خودشان کاری کرده‌اند که این مشکل پیش آمده است یا شاید حادثه‌ای رخ داده که از آن بی‌خبرند. درحقیقت آنها هر ضربه و جراحتی را که تا زمان تشخیص اختلال کودک به او وارد شده بررسی می‌کنند. حتی ممکن است خاطرات دوران بارداری را نیز زیرورو کنند و به دنبال توضیح یا نشانه‌ای از خطاهای‌شان بگردند. آنها می‌خواهند دلیلی برای اتفاق پیش آمده پیدا کنند و اغلب سعی می‌کنند بهانه‌ای برای سرزنش خود بیابند. اما احساس گناه که اغلب والدین به آن دچار می‌شوند هیچ سودی ندارد. اگر متوجه شدید به‌خاطر مشکل کودک‌ احساس گناه می‌کنید یا خودتان را سرزنش می‌کنید، بدانید که این طرز تفکر فایده‌ای ندارد. اختلال یادگیری کودک به‌خاطر عملکرد شما نیست. همچنین نباید خودتان را سرزنش کنید که چرا زودتر متوجه موضوع نشدم. به‌جای این کارها تا می‌توانید درباره توانایی‌های فکری و آموزشی کودک‌تان اطلاعات جمع کنید. هرچه می‌توانید درباره اختلال یادگیری کودک‌تان مطلب یاد بگیرید. اینکار اعتماد به‌نفس‌تان را بالا می‌برد و شما را برای پشتیبانی از کودک مجهز می‌کند. خیلی زود متوجه خواهید شد که می‌توانید با حمایت صحیح کودکی موفق و شاد داشته باشید.

احساس ناتوانی

6.سردرگمی

اطلاع یافتن از اختلال کودک ممکن است حسی شبیه هنگ کردن کامپیوتر به شما بدهد. کلمه‌هایی می‌شنوید که تابه‌حال نشنیده‌اید. اصطلاحاتی می‌شنوید که مفهوم آن برای‌تان قابل‌ درک نیست. از یک طرف دوست دارید بیشتر بدانید و از طرف دیگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید. حجم اطلاعات جدیدی که به‌سمت شما سرازیر می‌شود آنقدر زیاد است که باعث حیرت‌تان خواهد شد.

احساس سردرگمی واکنشی عادی به خبر اختلال یادگیری فرزند است. نگذارید این خبر شما را زمین‌گیر کند یا مانع از اقدامات بعدی‌تان شود.

آنقدر سؤال کنید که بفهمید خودتان و فرزندتان با چه مشکلی روبرو هستید. در میان جامعه و به صورت آنلاین دنبال منابعی بگردید که درباره اختلال یادگیری کودک به شما اطلاعات بدهد. درنهایت به جایی می‌رسید که احساس می‌کنید در این زمینه استاد شده‌اید. این احساس به شما قدرت می‌دهد تا در مسیر خود به‌پیش بروید.

۷. عجز

والدین به‌طور غریزی تمایل دارند به کودک کمک کنند یا کارهای سخت را برایش انجام دهند. آنها دوست دارند احساس کنند که والدین باکفایتی هستند و بر اوضاع تسلط دارند. اما مواجه شدن با اختلال یادگیری چنین احساسی را از آنها می‌گیرد. خیلی زود باور می‌کنند که توان تغییر دادن اوضاع یا حل‌وفصل مشکل را ندارند. علاوه‌براین اعتماد به تخصص و عقیده دیگران بسیار سخت است، به‌خصوص اگر کسی که خبر اختلال کودک را به شما می‌دهد غریبه باشد. مجموعه این عوامل برای به‌وجود آمدن احساس عجز مطلق کافی است. بهترین راه برای بازگرداندن حس توانمندی، شناخت نقاط ضعف و تلاش برای تقویت این نقاط است. به‌عبارت دیگر ببینید چه چیزهایی احساس عجز شما را تضعیف می‌کند؛ مثلاً پذیرفتن اینکه اوضاع از کنترل شما خارج است یا جمع‌آوری اطلاعات بیشتر یا کمک گرفتن از جامعه، ممکن است در تخفیف این احساس کمک کننده باشد. هیچکس بجز خودتان نمی‌داند که چطور باید بر حس عجز غلبه کنید. این حس را نادیده نگیرید. اختلال یادگیری از کنترل شما خارج است، اما می‌توانید با آن روبرو شوید و تاحدامکان از آن بهره بگیرید؛ سعی کنید برای کنار آمدن با این حقیقت راهی پیدا کنید.

اختلالات یادگیری

۸. آسودگی خاطر

بدون شک انتظار ندارید که با مطلع شدن از اختلال کودک‌تان احساس آسودگی‌خاطر کنید، اما حقیقت این است که بالاخره آسودگی‌خاطر را تجربه خواهید کرد، چون با معاینه تخصصی، توضیحی برای مشکلات کودک‌تان پیدا خواهید کرد. برخی والدین پس از اینکه کودک‌شان با معاینه تخصصی واجدشرایط استفاده از تسهیلات ویژه آموزشی و آموزش اختصاصی شناخته شد، احساس آسودگی‌خاطر می‌کنند. والدین با ورود به این برنامه احساس می‌کنند پاسخ مشکلات خود را دریافت کرده‌اند. اگر با پیدا کردن توضیحی برای مشکل کودک‌تان احساس آسودگی‌خاطر کردید از دست خودتان ناراحت نشوید. برخی والدین از آسودگی‌خاطر خود احساس گناه می‌کنند و با خودشان فکر می‌کنند که چرا ناراحتی‌شان بیشتر نمی‌شود.

نتیجه

مشکلاتی که در یادگیری کودک شما وجود دارد، با برنامه های آموزشی مشخص، کنترل پذیر و درمان پذیر است. کافی است شما به عنوان حامی درجۀ یک کودک‌تان، استقامت خود را از دست ندهید و در مسیر بهبودی و تغییر ثابت‌قدم بمانید. در این مقاله سعی شد تا برخی از احساساتی را بررسی کنیم که ممکن است با شنیدن نام «اختلال یادگیری»  با آن ها روبرو شوید. این احساسات طبیعی است و در اصل راهنمایی است برای شما که در مسیر درست قدم بردارید و تا زمان نرسیدن به مقصد، دست از تلاش برندارید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.