اینستاگرام و سبک زندگی

اینستاگرام و سبک زندگی

شبکه های اجتماعی از جمله اینستاگرام اغلب قوانین و استانداردهای خود را در مورد زیبایی و زشتی به افراد دیکته می کنند. اگرچه بسیاری از افراد در دنیای واقعی بر علیه دنیای مد و و زیبایی هستند. و تلاش می کنند معیارها و استانداردهای سخت و اشتباه شبکه های اجتماعی را خنثی کنند، اما شاید در این راه موفق نباشند. زیرا اکثر افراد جوان بیشتر زمان خود را صرف اینستاگرام و شبکه های اجتماعی کرده و تحت تاثیر معیار و قضاوت های آن در مورد زشتی و زیبایی هستند.

جنبش هایی علیه چنین دیدگاه هایی راه اندازی شده است تا فشارهای مرسوم زیبایی و زنانگی را که در شبکه های اجتماعی بر زنان تحمیل می شود کمرنگ کند. این جنبش ها علیه فشارهایی که به ویژه در اینستاگرام بر زنان وارد می شود تا با استاندارهای زیبایی خود را تطبیق دهند راه اندازی شده است.

در همین راستا بسیاری از رسانه ها زنانی را به نمایش می گذارند که با استادندارهای زیبایی شبکه های اجتماعی هم خوانی ندارد. زنانی که به علت عدم این تطابق، تصاویر و چهره شان از بسیاری از مجلات، برنامه های تلوزیونی، سریال، فیلم و موقعیت های این چنینی حذف شده است. در واقع بر اساس استاندارهای غلطی که به جامعه و افراد تحمیل می شود برخی از حق طبیعی خود برای داشتن چهره ساده محروم می شوند. زیرا با این معیارهای تحمیل شده هم خوانی ندارند و با آن احساس راحتی ندارند.

اما بسیاری از اینفلوئنسرها شروع به اشتراک گذاری عکس های متفاوتی کردند. آن ها عکس های بدون آرایش و فیلتر را در شبکه های اجتماعی به نمایش گذاشتند. بدن اصلاح نشده همراه با موهای طبیعی، نواقص چهره و بدن خود را به اشتراک گذاشتند. در عین حال شبکه های اجتماعی به کار خود ادامه داده و بر اساس قوانین و استانداردهای خودشان، معیارهای زیبایی را بدون هیچگونه ممانعتی تبلیغ می کنند و آن را به ذهن مخاطب به نحو دلخواهشان القا می کنند.

 

اینستاگرام و سبک زندگی

یک مثال جالب در این زمینه به یک تحقیق بر می گردد که شرکت ماکروسافت انجام داد. ماکروسافت یک ربات شبیه سازی شده ساخت. این ربات سخنگو در واقع یک دختر نوجوان بود که در شبکه اجتماعی توئیتر با دیگران تعامل و ارتباط برقرار می کرد. این ربات یک هوش مصنوعی بود که به سرعت رفتارهای انسان ها را در شبکه های مجازی یاد می گرفت.

بعد از چند ساعت از شروع به کار این ربات سخنگو که قرار بود یک برنامه ساده در مورد آب و هوا، معرفی رستوران و کافه ها باشد تبدیل به یک اتونازی شد که از یهودیان متنفر و حامی هیتلر است! ربات بی گناه و تازه کار ماکروسافت به سرعت آموخته هایی در باب موضوعات نژادی و تبعیضی یاد گرفت. این که طرفدار کاندیدای نئونازی ها شود، اینکه دونالد ترامپ گزینه خوبی برای ریاست جمهوری است و فمینیست ها باید تحقیر و نابود شوند. ماکروسافت مجبور شد به سرعت این پروژه را متوقف و حتی عذرخواهی کند.

داستان ربات سخنگو درس جالبی به ما می دهد. این که چگونه از طریق شبکه های اجتماعی و رسانه ها می توان مسائلی را تشدید و ترغیب کرد. زمانی که هیچ گونه چارچوب مشخصی وجود نداشته باشد و برای افراد معلوم نشود چه چیزی را می توان تبلیغ و اشاعه داد و چه چیزی ممنوع است اغلب افراد تحت تاثیر دو غریزه خشم و میل جنسی (از مفاهیم نظریه ی فروید) عمل می کنند.

وقتی به معیار و استانداردهای زیبایی در شبکه ها و رسانه ها بر می گردیم بیشتر از اینکه این تبلیغات و اشاعه فرهنگ موجب سلامت و خوشنودی شده باشد آن ها را به سمت مشکلات شدید روانشناختی پیش برده است.

اینستاگرام و معیارهای زیبایی

تکنولوژی و برنامه های مختلفی برای تغییر چهره وجود دارد. فیلترهای متنوع و تغییرات چهره ای که این روزها بسیار طرفدار دارد. یکی از تغییر چهره های که در اینستاگرام زیاد شده و عجیب به نظر می رسد تغییر چهره های سیبورگ یا انسان های مکانیکی است. چهره های که به قدری دست کاری شده اند که دیگر شبیه به فرد قبلی نیست.

چیزی که امروزه در شبکه های اجتماعی به عنوان یک زن کامل و زیبا به نمایش گذاشته می شود و بسیاری از اینفلوئنسرها آن را به نمایش می گذارند یک زن مجرد، با صورت مصنوعی و ربات گونه است. چهره جوان، بدون هیچ چروک و خطی، سفید و صاف، گونه های برجسته، چشم های گربه ای با مژه های بلند و کارتونی، بینی کوچک و تراشیده شده و لبانی برجسته و بزرگ با پوست سفید و عجیب به طوری که مشخص نیست از چه نژاد و قومی هستند. به ظاهر جذاب، معصومانه و بانمک، اما در واقعیت بی روح و خالی از احساس است که از شما درخواست می کند تا شما را با اسب سفید به قصر شاه پریان ببرد!

پیش بینی می شود در سال ۲۰۵۰ آمریکایی ها همگی شبیه به این چهره ها شده باشند. ترکیبی از سلبریتی های مشهور با چهره های کیم کارداشیان، بلا حدید و کندال جنر!

اینستاگرام و سبک زندگی

معلوم نیست که ابتدا فیلترها باعث شد تا افراد خود را شبیه به آن ها آرایش و جراحی زیبایی کنند و یا اینفلوئنسرها موجب شدند تا فیلترهایی شبیه به چهره آنان ساخته شود و همه را به یک الگوی شکلی خاص تبدیل کند. به هر شکل این معیار زیبایی به سرعت در حال گسترش است و به یک سمبل زیبایی تبدیل شده است.

این نوع دیدگاه زمانی بیشتر برای افراد درونی می شود و گسترش پیدا می کند که در یک فرایند یادگیری جا بگیرد. زمانی که عکسی را به اشتراک می گذارید ناخواسته یا خواسته وارد یک بازی از پیش طراحی شده می شوید. قابلیت لایک ، کامنت ، مقایسه ، قضاوت و اشتراک گذاری آن را به خود و دیگران می دهید. این موجب می شود عکس هایی را به اشتراک بگذارید که مورد مقبولیت بیشتری است. دیگران آن را دوست دارند و لایک می کنند ، آن را می پذیرند و در نهایت با استادندارها هم خوانی دارد. پس شروع به استفاده از فیلترها ، تغییر دادن و ادیت عکس ها می کنیم تا ایده آل و زیبا شود. زیرا قرار است مورد ارزیابی، مشاهده و ارزش گذاری افراد مختلفی قرار گیرد که شاید آن ها را حتی نمی شناسیم.

شبکه های اجتماعی با سیاست های خود افراد را ترغیب به اشتراک گذاری بیشتر و مشارکت می کند. افراد را وارد یک چرخه معیوب می کند. شاید زیبایی برای بشر همواره امری مهم تلقی شود. اما در دهه های اخیر به حد بی سابقه و وسواس گونه ای رسیده است. فراموش نکنیم سلامت روان بسیار مهم تر و حیاتی تر از زیبایی ظاهر است.

همچنین به شما پیشنهاد می کنیم مقاله بررسی سبک‌ های دلبستگی در شبکه ‌های اجتماعی را نیز بخوانید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *